۱. تولید گرایی :

در این رویکرد فرض بر آن بوده است که مشتریان خواهان محصولاتی هستند که موجود باشد و قیمت آن نیز مناسب باشد بنابراین وظیفه اساسی بازاریابان در این دوره بهبود تولید و توزیع محصول است و در زمانی کاربرد دارد که تقاضا از عرضه سبقت گرفته باشد.

مثال معروف این دیدگاه تولید اتومبیل  معروف فورد خود (مدل T)  بوده است که برای کاهش هزینه ها و افزایش تیراژ تولید به شکل انبوه آقای فورد این شعار معروف را در رابطه با محصول خود بیان نمود :

که اظهار داشت مشتریان هر خودرویی که بخواهند می توانند انتخاب کنند به شرطی که :

رنگ آن مشکی باشد  -    any color as long as it is black

و تمام مدل های تی خود را با رنگ مشکی و به یک صورت عرضه نمود به طوری که در نهایت خودرویی که در ابتدا اقشار ثروت مندان جامعه به آن دستری داشتند را توانست با کاهش قیمت آن در اختیار همه ی خانواده ها قرار بدهد و در آن زمان به ثروت مند ترین شخص امریکا تبدیل شد.


۲.‌ رویکرد محصول گرایی:

در این رویکرد فرض با گذشت زمان تغییر کرد و مشتریان اقلامی را خواهان هستند که از بهترین کیفیت و کارایی برخوردار باشد پس وظیفه بازاریابان و شرکت ها بهبود مستمر این فرآورده است. که در این دیدگاه کیفیت از دیگاه مهندسان شرکت تعریف می شود نه مصرف کنندگان آن. مشکل عمده این رویکرد تمرکز زیاد آن بر روی محصول ( فرآورده ) است که منجر به بیماری نزدیک بینی در بازار (Myopia) خواهد شد ٬ مثال فراگیر این رویکرد داستان تولید تله موش توسط شرکتی است که در اثر توجه بیش از اندازه به خود محصول ٬ از نیازی که بر طرف می کند غافل شده و با ورود پودر های کشنده بازار خود را از دست داد .

پس در تولید محصولات به نیازی که برطرف می کند توجه کنیم !


۳. رویکرد فروش گرایی :

در این رویکرد مشتریان به اندازه کافی محصولات شرکت را نمی خرند مگر اینکه بطور گسترده ای برای فروش محصولات تبلیغ کنند . پس وظیفه بازاریابان بر روی فروش محصول متمرکز می شود نه رضایت محصول !

این رویکرد بیشتر برای محصولات منفی (Negative Product) کاربرد دارد.


۴. رویکرد بازاریابی:

این رویکرد تغییرات اساسی ای با گذشت زمان در تفکر سازمان ها نسبت مشتری ایجاد نمود ٬ سازمان ها تحقق اهداف سازمانی خویش را تنها در گروی شناخت نیازهای مصرف کننده گان و ارضای آنها به صورتی بهتر از رقبا دانسته اند . این اولین رویکردی است که از آن در ابتدا از بیرون سرکت به داخل آن نگاه می شود ٬ برخلاف سه رویکرد قبلی !


۵. رویکرد بازاریابی اجتماعی :

در این رویکرد شرکت ها در محیط رقابتی شدید تر از قبل گذشته قرار گرفته و پا را از رویکرد قبلی فراتر گذاشته و علاوه بر نیازهای کوتاه مدت مصرف کنندگان به سلامتی طولانی مدت آن ها و حفظ محیط زیست و زندگی آنها می اندیشند و آلودگی محیطی را نیز در نظر می گیرند . مباحث بازاریابی سبز (Green Marketing) در این حیطه می گنجند.

بازاریابی اجتماعی با رفاه جامعه ٬ تامین خواسته های مصرف کنندگان و همچنین تامین منافع شرکت ها در ارتباط است.